خرید بک لینک

ساقی تمنا می کنم ، از غصه حاشا می کنم پر کن ز لطف بی شمار ، بار دگر پیاله را

دردم ز مستی کم نشد ، آن عشق دیرین کم نشد رویای رو در رو نگر ، وان نغمه های غم نگر

ساقی کجا بودی مگر ، چشمم سراب شب می کنم ساقی منم مهمان تو ، آواره دریای تو

جامی دگر پر کن ز می ، از شرم بی همتای من یارب به او گفتی پسر ، ره گیر و از سوی دگر

آشوب بی همتای او ، وان ناله های خام او آتش بنه بر کام او ، ای وای او ای وای او

من بوده ام روزی رسان ، او همچو مرغان بی امان پرپر زنان بر خاک دل ، دیوانه وار ای وای دل

گفتم دگر باره به او ، بی هیچ حرف و گفتگو ساقی تمنای مرا بین و نبین حاشای دل

با مطربان بی مطربان ای وای دل ای وای من با شور و رقص اندر درآ تا پر شود حلق از شراب


برچسب: نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 17:11

صفحه بندی