یکی پرسید ازآن گم کرده فرزند
کـه ای روشن گهـر پیر خردمند
زمصرش بـوی پیراهن شنیدی
چـرا در چـاه کنعـانـش نـدیـدی
بگفت احوال ما برق جهانست
دمـی پیدا و دیگـر دم نهـانست
گهی بـر طارم اعلی نشینیم
گهی برپشت پای خود نبینیم
اگـر درویش درحـالی بماندی
سر دست ازدوعالم برفشاندی
راز سر به مهر......
ما را در سایت راز سر به مهر... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 142