خرید بک لینک
نامه امد ولی دیده برفت ، دل آشوبگرم خسته و سرگشته برفت
نامه خوش بو و بسی رایحه وار ، لیک شامه نبود ، شامه برفت
گفته بودم که جوان می شوم و بر گردم ، هر چه بگذشت تنم خسته و نالان برفت
کاش آن نامه رسان بی نوا ، نامه را زودتر می داد برفت
رفتم از راه به بی راهه همی ، بی راه و همه راه یکی گشت و برفت
نامه در طاقچه ام می ماند ، تا که روزی که روم او نیز برفت

شعر از خودم

برچسب: نویسنده: کیان احمدپور تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 18:13

صفحه بندی