گفته بودم که در پنجره را باز کنید ، باز نشد
به نسیم خنکی روح مرا شاد کنید ، شاد نشد
من و دل شب همه شب زار و پریشان تو ایم
آنقدر طعنه بر این روح پریشان زدی،آرام نشد
خواهد آمد روز دیگر ، با پلک زدن زود اید
نعره ات ، موی پریشان شده ات ، چون فکر من آمد به خیال دل فرسوده ات
هیچ تاثیری بر این عالم خواب رفته و بی خبر از کون و مکان ، کار نشد
شمس شیرازی
راز سر به مهر......ما را در سایت راز سر به مهر... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 130