از خودومه مثلن... - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 10:57
از معانی کلام او مپرس ، ذره ذره در پی انکار شواز بلاهای بجان بگرفته ات ، اندکی ترسان و لرزان دور شو با نگاهی منصفانه بر خود نگر ، قدر خود را تا ثریا راز باشدر وجود بی منت هستی سپهر ، با هیاهویش کمی آرام شو باید از معنی گذر کرد در پی انکار اوو ز بلاهای بجان بگرفته هم ترسان باش چون نگاهی منصفانه کرده ...
مثل کوکب سبز نگاشتم... - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 10:57
طبق عادت همیشگی وقتی از سر کار برگشتم ، به فروشگاهی جهت خرید نوشیدنی رفتم ، هنگام برگشتن ناگهان با انسانی زیبا برخورد کردم که متفکرانه چشم به چشمم دوخته بود، به من گفت سلام گفتم سلام تو چقدر زیبایی نام تو چیست؟ گفت " بانو" ولی مردان به اشتباه مرا " زن " خطاب می کنند.نام تو چیست؟ گفتم هفتمم ! نمیدانی...