راز سر به مهر...

متن مرتبط با «راز دل ای بی وفا» در سایت راز سر به مهر... نوشته شده است

افشای جزئیات شب همیشگی یلداشون مبارک باد..

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «شب همیشگی یلداشون مبارک باد..» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد      ور زان دو یکی کم شد ما را چه زیان داردای در غم بیهوده از بوده و نابوده            کاین کیسه زر دارد وان کاسه و خوان دارددر شام اگر میری زینی به کسی بخشد              جانت ز حسد ...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از سوی خدا...

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «سوی خدا...» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. از میکده ام هم به سوی حق راهی هست......

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره از چه زودها... بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «از چه زودها...» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چه زود گذشت ، به سخت و راحت گذر آن حرفی نیست.فقط گذشت...دلم برای دریا تنگ می شود ، نمی دانم دریا چطور! به گمانم دریا خیال دارد به اقیانوس برود، کاش مرا هم با خود ببرد......

    ادامه مطلب
  • اینبار نیا...

  • نیلوبلاگ

    درست یادم هست، همین موقع ها بود چند سال پیش در وبلاگ نقاب سربی گفتم که یلدا بیا، یلدا نیا.اینک می گویم با استواری و یک کلام می گویم، در این هزاره پر از درد، دیدن چند دقیقه بیشتر شب،هم نشینی های شب...

    ادامه مطلب
  • خدایی داشتیم

  • نیلوبلاگ

    روزگاری ما هم صفایی داشتیم ، عاشقی کردیم ، خدایی هم چه حالی داشتیمعشق بق بق کنان می آمدش بر پشت دربی اجازت وارد کنج اطاقی داشتیمآمده ، لبخند زده ، بی هیچ نشانشوق فرهاد و دلبری مثال لیلی هم ما داشتیم...

    ادامه مطلب
  • سیه دل...

  • نیلوبلاگ

    من و آن سیه دلی را ، که به بنده ها جفا کردنه که آن خدای رحمان که همو به ما نگاه کردخودم...

    ادامه مطلب
  • ای دوست ها...

  • نیلوبلاگ

    ای دوست نظر کن، دمی با دگران نیز گذر کنیا بر سرشان شور است ، یا بر دلشان نور استنور است که می بینی ، از رفتن آن گلهاشور است که می خواهی ، بر برگ درخت پیرای دوست مباش غافل ، با گریه تو سودیهرگز نبرد ...

    ادامه مطلب
  • نه این بهار نه آن بهار...

  • نیلوبلاگ

    افلاکیان با خاکیان ، اندر سرای شاکیانبا هر نفیر پاکیان،سوری نهاده ماکیانبلبل به رسم بلبلان،با شور و مستی بی امانچهچه زنان ، پرپر کشان ، خواند به گوش عالمان،آمد دگر باره بهارنه این بهار ، نه آن بهار ، با هر گلی غنچه زنان ، هم بوی عنبر هم طرب ، شادی فرو آورد فر ، روی نسیم بر ساغرانای ساغر خوش خوش بدست،اینک تو پر کن ان قدح ، میلم به می آمد دگر ، تا آن ره پر تیره را پر نور و روشنتر کنمخودم...

    ادامه مطلب
  • پاییز...

  • نیلوبلاگ

    پاییز،مرا خیال سرکشهر دم ببرد کوی و سرایی...!دائم کند از خواب پریشانهر لحظه دهد حال و هوایی...!من اهل دل و اهل صفایمپاییز تو بگو اهل کجایی....؟ من انجایم که دلدار آنجاست...، آنجاست ؟ ...

    ادامه مطلب
  • پیدایم کن...

  • نیلوبلاگ

    دقت کرده اید که برخی کاسب های دوره گرد اقدام به خرید لوازم کهنه می نمایند که بعد از کلی چانه زدن آنرا به بهای کمی می فروشید...، آنها هم برای فروش مجدد آن با اندکی سود به مراکز بازیافت می فروشند،این دو نکته مهم نیست اما چیزی که مهم هست ان بنگاه اصلی استچرا آهن زنگار زده را که روزی ارزش و بهایی داشت را می خرند...درست است ، می خواهند آنرا باز یافت کنند و در کوره های ذوب فلزات زنگار آنرا بزدایند به آه...

    ادامه مطلب
  • بی ستون کو...

  • نیلوبلاگ

    بی ستون گشت بسی خسته و سرگردان پس از آن تیشه زنی ها که بر وی بزد فرهاد او چنین دید که عالم همه سرتا پا عشق است او چنین دید که انسان ها همه سان انسانند او ندانست که روزی برسد در پس آن که نه حکاکی عشق بر دل او ره ساز است عشق به یکباره دگر درگون شد و بگوید از تیشه ، که بتنها شکند قند هزاران دل عشاق را عشق منسوخ شد و رخت بربست آدمی نیز به یکباره عوض شد نظرش او نه عشق و نه فرهاد و نه شیرین و ندید بیستون محو تماشای دغل کاران شد بیستون هست ولی با دلی بشکسته ز جور دگران که فقط نامی برند از مهر و صفا آن هم بدروغ ...

    ادامه مطلب
  • نیمه جدی هایم...

  • نیلوبلاگ

    چقدر تلخنامه زیر را دوست دارم به من هم تجاوز شده ، در روز روشن ، جلوی چشم همه... میخواهم یک پست بنویسم ، پستی نه چندان متفاوت ولی به دید خود دلنشینشادی خاصی از آن ساطع می شود با آنکه سر تا پای ان بوی غم و اندوهگین ساطع شده ، شادی آن قابل فهم است برای کسانیکه درد آن را چشیده باشندخدا را شکر که هیچکدام از دوستان من درد آن را حس نکرده اند ، پس پیشداوری نکنید و از خواندن پست نانوشته من غمین مباشیدفقط یک نکته ... ، شده خدای ناکرده مثلا اتومبیل شما به سرقت برود؟فرض کنید اینگونه باشد ، پس از مدتی باز هم فرض کنید حدود شش ماه به شما خبر پیدا شدن آنرا بدهند...، شاید خوشحال شوید ، قطعا خدا را شکر خواهید ...

    ادامه مطلب
  • هم درد بی درمان دل...

  • نیلوبلاگ

    گفتم بجز درمان دل ، وان درد بی پایان دلدر مهر تو با پای دل ، گیرم زکات نای دل از خودومه...

    ادامه مطلب
  • اینم ی بیته ...

  • نیلوبلاگ

    ترکانه رو با بیدلان خندان چو بوی اختران پیمانه ای اندر جهان ، گرما گشای برتران ":از خودم"...

    ادامه مطلب
  • ای دعا از تو...

  • نیلوبلاگ

    واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب کاندر خرابه دل من آید آفتاب از پای درفتادهام از شرم این کرم کان شه دعام گفت همو کرد مستجاب بس چهره کو نمود مرا بهر ساکنی گفتم که چهره دیدم و آن بود خود نقاب از نور آن نقاب چو سوزید عالمی یا رب چگونه باشد آن شاه بیحجاب بر من گذشت عشق و من اندر عقب شدم واگشت و لقمه کرد و مرا خورد چون عقاب برخوردم از زمانه چو او خورد مر مرا در بحر عذب رفتم و وارستم از عذاب آن را که لقمههای بلاها گوار نیست زانست کو ندید گوارش از این شراب زین اعتماد نوش کنند انبیا بلا زیرا که هیچ وقت نترسد ز آتش آب مولوی ...

    ادامه مطلب
  • برای پدر...

  • نیلوبلاگ

    وحال دیگر تو نیستی ... و مرا یارای آن نیست که از شبگیرترین ناله ها با تو سخن بگویم... اندک فرصتی است ... و مرا بس که از نامت سرودی بسازم و پیش کش آفتاب کنم ... مسافر آسمان خدا ... "یادت جاوید" "دوستت دارم"...

    ادامه مطلب
  • دل بی وفا...

  • نیلوبلاگ

    اندر دل بیوفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد مولوی...

    ادامه مطلب
  • شاید از مولوی...

  • نیلوبلاگ

    گر یار زند بر دف و صد غصه براند من نیز غزل گویم و تا یار بخواند چرخی بزنم ، هو بکشم با دم سازش صد باده بیارم که در آن حال بماند زیرا که خدا در دف و این ساز دلارام یک راز نهان کرده که دیوانه بداند با نفحه ی این ساز دل انگیز سماعی عاشق شود آن کس که دل از غیر برهاند ...

    ادامه مطلب